مجله جنسی زوج باز

بایدها و نبایدهای یک وابستگی احساسی و عاشقانه/ بیش از حد در کار همسرتان کنجکاوی نکنید!

عشق، محبت و دوستی، گوهرهای کمیابی هستند که بدون شک همه ما در آرزوی داشتن‌شان هستیم. اما زمانی‌ که عشق تبدیل به یک مشغله و وسواس فکری می‌شود، زنگ خطر است. گاهی اوقات عشق تبدیل به یک وابستگی می‌شود که آن هم وضعیت جالبی نیست. در ادامه با ما همراه باشید تا با نشانه‌های اعتیاد عاشقانه آشنا شوید و درنهایت راه‌حل‌هایی برای غلبه بر این وضعیت بیابید.

شاید تابحال برای شما هم اتفاق افتاده که کارهای بسیاری برای همسرتان انجام داده‌اید ولی وی قدردان زحمات شما نبوده است. ممکن است در این شرایط به تهدید و باجگیری عاطفی روی بیاورید. ولی این را به خاطر داشته باشید که گدایی عشق از شریک زندگی‌تان، مصداق  بارز وابستگی عاشقانه محسوب می‌شود. این رفتار ریشه در کودکی و تربیت خانوادگی دارد. در حقیقت والدین این افراد، همواره این تفکر را در منزل دیکته کرده‌اند که مثلا “اگر بچه خوبی نباشی، دیگه دوستت ندارم”. به این ترتیب “دوست داشتن” به معنای هماهنگ شدن با خواسته دیگران است و به این ترتیب اگر کسی شما را دوست نداشته باشد، شما هم مهر و علاقه خود را از او دریغ خواهید کرد. کودکانی که با یک چنین تربیت و ذهنیتی بزرگ می‌شوند، در آینده وقتی تشکیل خانواده می‌دهند، تنها در صورتی به شریک زندگیشان ابراز علاقه می‌کنند که در عوض چیزی به دست آورند.

روانشناسان معتقدند که برای خروج از این وضعیت،  باید انتظاراتتان را کاهش دهید به‌خصوص انتظاراتی که در عمل، شدنی و امکانپذیر نیستند و در عوض بر مواردی تمرکز کنید که حتی اگر خواسته قلبی شما هم نباشند، ضرری در پی نداشته باشند و همواره این موضوع را به یادداشته باشید که مردان اصولا به سختی احساسات خود را بیان می‌کنند یا غالبا آن‌طور که شما آرزو دارید، ابراز عشق و علاقه نمی‌کنند.

به یاد داشته باشید که فضولی و کنجکاوی بیش از حد در کارهای شریک زندگی‌تان، عشق و محبت میان شما را به مرور کمرنگ می‌کند. اگر یک روز تعطیل تلفن همراه او به صدا درآمد، ناگهان با لحنی پرسشگر نام مخاطب را جویا نشوید! اگر همسرتان کلاس ورزش را ناگهان رها کرد، بی مقدمه علت این تصمیم را جویا نشوید! این حرکات نشان دهنده این است که شما استقلال شخصیتی ندارید و تنها کاری که از شما ساخته است، پُر کردن این خلع  آن هم با فضولی و کنجکاوی است. بدون شک مادر شما در کودکی همواره شما را مورد بازخواست قرار می‌داده تا همه چیز را برایش تعریف کنید، بنابراین شما با یک چنین روحیه‌ای بزرگ شده‌اید. یادتان باشد که اگر این رفتار را با شریک زندگیتان داشته‌باشید، به مرور زمان صمیمیت میان شما کمرنگ می‌شود. بنابراین احساسات و محبت خویش را توسعه دهید و آن ‌را از حالت کودکانه خارج سازید.     

موقعیت دیگری را تصور کنید که شما به عنوان مادر خانواده مسئولیت تمام امور را به دست گرفته‌اید: تربیت بچه‌ها، برنامه‌ریزی برای سفر، ترتیب مهمانی‌های خانوادگی و کارهای متعدد دیگر. شما به نوعی همه کاره منزل شده‌اید و همسرتان نیز به حاشیه رفته است. در این موقعیت نیز وابستگی عاطفی و عاشقانه شما کاملا مشهود است چون پذیرفته‌اید که به دلایلی از همسرتان تبعیت کنید و بار وظایف او را نیز به دوش بکشید. در حقیقت این رفتار شما نیز ریشه در کودکیتان دارد چون بدون شک مادری داشته‌اید که همواره از شما به عنوان وسیله‌ای در راه رسیدن به خواسته‌های شخصیش استفاده کرده است. بنابراین شما با چنین روحیه‌ای بزرگ شده‌اید که همواره سعی کنید تا دیگران را راضی نگه‌ دارید. پیشنهاد ما به شما این است که با همسرتان، رابطه‌ای عاشقانه اما مستقل داشته باشید و نخستین گام در این مسیر، گفتگو با او است. سعی کنید تا تمام امور را با هم و به کمک هم، بررسی کنید. با یاری یکدیگر وظایف هر کس و حدود وظایف را مشخص سازید و همواره به خاطرداشته باشید که در طی مسیر زندگی پشتیبان هم باشید نه اینکه به هم پشت کنید! پیشنهاد ما شاید در ابتدا موفقیت‌آمیز نباشد، ولی ارزش امتحان کردن را دارد… پس دست بکارشوید!  

بدون نظر

فروش ویژه