مجله جنسی زوج باز

درد دل‌های مامان/ خرید لباس بارداری

نی‌نی سایت: دیدن خانم‌های باردار با لباس‌های گشاد و راحت برایم آنقدر جالب بود که همیشه دلم می‌خواست یک بار امتحانش کنم و ببینم چه حسی دارد این لباس‌ها.

از ماه‌های اول بارداری‌ام به فکر این لباس‌ها بودم که زودتر شکمم بیاد بالا و بپوشم‌شان. فکرمی‌کردم نگاه آدم‌ها به شکمم خیلی برایم جذاب است و با نگاه مهربان‌شان می‌توانم خوشحال شوم. اولین چیزی که باید بعد از بارداری عوضش می‌کردم شلوار تنگ و باریکم بود و باید از حالت لوله تفنگی به حالت گشاد و خمره‌ای تغییر می‌دادم.

بر عکس تمام روزها و لحظه‌های که برای خودم تصور کرده بودم که لباس بارداری تنم کنم حس این شلوار پوشیدن اصلا به مزاجم خوش نیامد و تا ماه ششم این شلوارهای بارداری را تهیه نکردم. با اینکه خیلی سخت بود و دکمه و کش شلوار داشت اذیتم می‌کرد ولی دلم نمی‌خواست شلوارم را عوض کنم خیلی بهم می‌گفتند که: «شکمت اومده بالا… دیگه از این شلوارا نپوش، بچه اذیت میشه!» ولی من فقط با این جمله که نه، راحتم؛ رای بقیه را می‌زدم. می‌گفتم: «چیزی نمونده که، فقط 3 ماه دیگه دارم تا زایمان..» ولی واقعا داشتم اذیت می‌شدم مخصوصا که بعد از محل کارم می‌رفتم خانه و دکمه شلوارم را باز می‌کردم خارش بدی سراغم می‌آمد و دلم می‌خواست تا آخر شب فقط در همان حالت بمانم. به اصرار همسرم رفتیم خرید عید البته با این ذهنیت که چیزی اندازه من نمی‌شود و بی‌خودی دنبال لباس می‌گردم. در یکی از مغازه‌ها نگاهم به شلوار بارداری بهاره جلب شد و خیلی استقامت کردم که نروم سمتش ولی نتوانستم مانع همسرم شوم و به انتخاب همسرم یکی از شلوارها را امتحان کردم. وقتی پوشیدمش حسی که داشتم همان حس اوایل بارداری‌ام بود؛ به قدری حس راحتی می‌کردم که دلم نمی‌خواست درش بیاورم و با همان شلوار از مغازه آمدم بیرون! خیلی احساس خوبی داشتم و می‌توانستم راحت بدون اینکه دکمه شلوارم را باز کنم راه بروم. البته ناراحت هم بودم که چرا تا الان این شلوار را تهیه نکرده بودم و فقط به خاطر اینکه تیپم خراب نشود چند ماه خودم و پسرم را اذیت کردم. دیگر راحت‌تر حرکات پسرم را حس می‌کنم و انگار او هم دیگر راحت می‌توانست حرکات خودش را به اجرا بگذارد.

مامان بهنیا

بدون نظر