مجله جنسی زوج باز

آزار جنسی – بخش دوم

آزار جنسی - بخش دوم

قربانیان آزار جنسی به جنس مونث محدود نمی شوند، پژوهش ها نشان می دهد که تعداد مردان جوانی که در کودکی یا نوجوانی مورد آزار جنسی قرار گرفته اند در سرتاسر جهان رو به افزایش است. این افراد سالها بعد که ازدواج می کنند با مشکلات جنسی مواجه می شوند. مثال:

“مریم به دفتر مشاوره مراجعه و اینطور بیان می کند: “ما فقط یک سال پیش از ازدواجمان با هم آشنا شدیم. شوهرم تنها مردیست که من واقعاً دوستش داشته ام. در دوران نامزدی، من چیزی ندیده بودم که در مورد وضعیت جنسی او شک بکنم. او با شور و حرارت مرا بغل می کرد و می بوسید. ما با هم رابطه ی جنسی نداشتیم و من خیلی خوشحال بودم که او در این زمینه به من اصرار نمی کند. این یکی از مواردی بود که حس احترام مرا نسبت به او برانگیخت. تا مدّتی پس از ازدواج نیز او مرا بغل می کرد و می بوسید ولی رابطه جنسی نداشتیم. او همیشه می گفت نباید عجله کنیم! امّا دیدم که این رابطه از بوسه و بغل بیشتر پیش نرفت”، شوهرش بعد از شش سال زمان از ازدواجشان، هیچ رابطه ی نزدیکی با وی برقرار نکرد. او از بی علاقه گی وی گیج و متحیر بود، صادقانه گفت: “من می خواهم با شوهرم نزدیکی داشته باشم و دلم نمی خواهد او را ترک کنم، امّا نمی دانم چه کار کنم. ما چندبار با هم حرف زده ایم و او به من گفته که نگران نباشم اما من نگران هستم. یک جای کار خراب است و من نمی دانم چه کار کنم”. مشاور به وی چنین پاسخ می دهد:

” پس از شش سال ازدواج واضح است که این مشکل قرار نیست خودش حل شود و من فکر می کنم باید از وی بخواهید که نزد من بیاید. در واقع این مسئله بدون همکاری او غیر قابل حل است. در ابتدا از خصوصیات عالی وی در زندگی زناشویی تعریف کنید، بعد از دو سه روز تعریف و تمجید به او بگویید که تنها ایراد این است که شما از رابطه جنسی زندگیتان ناراضی هستید و تصمیم گرفته اید که او را نزد مشاور ببرید”

مریم با حالتی عصبی می گوید:” او نخواهد آمد. من قبلاً چنین درخواستی را از او کرده ام. می دانم که نمی آید”

مشاور:”البته حق با شماست. امّا او نمی تواند مانع آمدن شما بشود. شما فقط به او اطلاع می دهید که قرار است این گام را بردارید. بنابراین دیگر این کار را علنی کرده و پنهانی عمل نمی کنید و صریحتاً انگیزه ی خود را از این کار بیان می کنید. شاید او نیاید. باز هم تلاش کنید. قراری را برای شما و او می گذاریم و با او این مسئله را عنوان کنید. اگر باز هم نیامد خودتان تنها بیایید. حالا او دیگر به این مسئله فکر می کند. در حضور خودتان به او زنگ می زنم و از او خواهش می کنم در جلسه ما شرکت کند، در بیشتر مواقع این کار جواب می دهد و می آید.”

آنها بالاخره موفق شدند و شوهر او نزد مشاور آمد، در این جلسه وی راز آزار جنسی توسط عمو و … خود را نمایان کرد و آروز می کرد ای کاش مثل همسرش پاک و معصوم بود، او در واقع از کارهای گذشته و خاطراتش منقلب و از جنسیت خود متنفّر بود. در این میان در اثر نبرد شخصی و عاطفی با شکست های گذشته اش، از نظر جنسی ناتوان بود. این ناتوانی عامل کاهش شهوت وی برای برقراری ارتباط جنسی با همسرش بود. او در تمامی این سالها امیدوار بود که مشکلش به خودی خود حل شود و از این کشمکش دورنی خلاص شود.

مشاور از آمدن وی تشکّر کرد و از اینکه شهامت افشای راز خود را پیدا کرده بود، به وی تبریک گفت و از او خواست تا در جلسات بعدی آنها را همراهی کند. از آنجایی که مریم از نظر اعتقادی و مذهبی، بسیار قوی بود، مشاور از او خواست برای موفقیت و شفای همسرش دعا کند و معتقد بود که شوهرش تنها با همکاری و همراهی مریم درست می شود. در جلسات بعدی همسر مریم براحتی از همجنس بازی گذشته ی خود صحبت کرد. از احساس گناه شدیدی که داشت گفت و اینکه این حسّ تمامی این سالهای زندگی برای وی غیر قابل تحمّل و عذاب آور بوده است. مریم با وجود ناراحتی شدید، امّا با خودداری به وی گفت:”من تو را دوست دارم و با کمک خداوند در کنارت می مانم تا خوب شوی”

در اصل مرحله سخت درمان همسرانی (چه زن و چه مرد) که مورد آزار جنسی قرار گرفته اند این است که از انکار دست بکشند و حقیقت را فاش کنند، بعد از آن با روان درمانی می توان به آنها ثابت کرد که به عنوان یک انسان بالغ و کمک خداوند و نزدیک شدن به مسائل معنوی، می توانند گذشته را فراموش و به تدریج به زندگی سالم و سکس گرایش پیدا کنند.

خوشبختانه مریم و همسرش بعد از حدود یکسال جلسات روان درمانی و مشاوره، به سرعت پیشرفت کردن و از زندگی زناشویی طبیعی برخوردار شدند. تنها تأسف مریم و شوهرش این بود که ای کاش زودتر به مشاور مراجعه و این مشکل را حل می کردند، نه بعد از شش سال!

آزار جنسی در دوران کودکی تأثیر عظیمی بر هر قربانی می گذارد. این عمل احساسات و افکار شخص در رابطه با جنسیت خودش را مخدوش و منحرف می کند. این تحریفات د رمورد هر قربانی متفاوت است زیرا شخصیت هر یک از ما منحصر به فرد است، اما راه حل  مسئله این است که به طور جامع با آن روبرو شویم و کمک لازم را دریافت کنیم . قربانیانی که واقعیت را می پذیرند بدون انکار آزار اولیه، خطاهای خودشان را قبول می کنند. آنها تشخیص می دهند که تفکر و احساساتشان تحریف شده است و با احساس ترس و شرم خودشان مبارزه می کنند و درخواست کمک می کنند. البته در این راه وجود همسری صبور و حامی، نقش بزرگی را ایفا می کند و اغلب اوقات همین همسر است که آغاز گر روندی می شود که سرانجام قربانی را به درخواست کمک وادار می کند.

در مقاله بعدی (همسری که مورد آزاد جنسی قرار گرفته یا به آزار جنسی دست می زند(۳)) ، به آزار جنسی فرزندان توسط این همسران می پردازیم.

بدون نظر